با نزدیک شدن به نشست کاپ ۳۰، یکی از مهمترین محورهای مورد بحث، تعریف دقیق و اثربخش «تأمین مالی اقلیمی» است؛ مفهومی که با انتقاد صریح بیل گیتس از پروژههای «برچسبدار اما کماثر» بار دیگر در مرکز توجه قرار گرفته است. در حالی که کشورهای توسعهیافته وعده تأمین ۳۰۰ میلیارد دلار تا سال ۲۰۳۵ را دادهاند، تردیدها درباره نحوه تخصیص و اثربخشی این منابع همچنان پابرجاست.
نمونههایی از سرمایهگذاریهای بحثبرانگیز، از جمله حمایت از خودروسازان لوکس در هند، موجب شده برخی نهادهای بینالمللی به «سطحینگری اقلیمی» متهم شوند. گزارش تازهای از دفتر روزنامهنگاری تحقیق، نشان میدهد مؤسسه سرمایهگذاری بینالمللی بریتانیا مبلغ ۲۴۴ میلیون دلار در شرکت ماهیندرا اند ماهیندرا سرمایهگذاری کرده است؛ شرکتی که خودروهای برقیاش با قیمتهایی بین ۱۷.۵ تا ۳۰ هزار دلار عرضه میشوند، در حالی که تولید ناخالص داخلی سرانه هند کمتر از ۲۷۰۰ دلار است.
در محور دیگر نشست، ابتکار جاهطلبانه دولت برزیل برای ایجاد «صندوق جنگلهای گرمسیری برای همیشه» مطرح شده است؛ طرحی ۱۲۵ میلیارد دلاری با هدف حفاظت از جنگلهای استوایی. این صندوق قرار است با ترکیبی از منابع دولتی، خیریه و سرمایهگذاری خصوصی تأمین شود. مقامهای برزیلی تأکید دارند که هدف اصلی در کاپ ۳۰، جلب حمایت سیاسی برای این مدل مالی است؛ مدلی که به گفته آنان توسط بانک جهانی و مشاوران معتبر بررسی شده و قابلیت الگوبرداری جهانی دارد. با این حال، منتقدان هشدار میدهند که این طرح مبتنی بر «توهم سود بیخطر» است و در کشورهای در حال توسعه با ریسک بالای بدهی مواجه خواهد شد.
مارینا سیلوا، وزیر محیط زیست برزیل، نیز در آستانه اجلاس خواستار صدور پیام روشن جهانی درباره «گذار عادلانه از سوختهای فسیلی» شده است. او تأکید کرده که پایان دادن به جنگلزدایی و وابستگی به سوختهای فسیلی، تنها با برنامهریزی و سرمایهگذاری واقعی ممکن است، نه با «تفکر جادویی». وی هشدار داده که در صورت نبود حمایت جهانی از پاسخهای محلی، کشورهای آسیبپذیر همچنان بیشترین هزینهها را پرداخت خواهند کرد.
بر اساس گزارش «شکاف تولید ۲۰۲۵»، کشورهای تولیدکننده سوختهای فسیلی از جمله برزیل، همچنان قصد دارند تا سال ۲۰۳۰ بیش از دو برابر مقداری که با هدف محدودسازی گرمایش زمین به ۱.۵ درجه سانتیگراد سازگار است، نفت، گاز و زغالسنگ تولید کنند.
جمعبندی تحلیلی:
اجلاس کاپ ۳۰ در بلم، نهتنها صحنهای برای تبادل نظر درباره آینده اقلیم، بلکه آزمونی برای سنجش صداقت کشورها در مسیر گذار سبز است. بحران اعتماد به سازوکارهای مالی اقلیمی، انتقاد از پروژههای نمایشی، و تردید نسبت به موفقیت طرحهای بلندپروازانه، همگی نشان میدهند که مسیر مقابله با تغییر اقلیم، در گرو تخصیص واقعی منابع و طراحی سازوکارهای عادلانه و شفاف است.




