شمار زیادی از مردم بر این نکته واقف شدهاند که نمیتوان قیمت بنزین در ایران را با کشورهای دیگر مقایسه کرد، اما در مورد کالاهای دیگر مانند خودروهای باکیفیت و کممصرف، این مقایسه نادیده گرفته میشود.
از یکسو بنزین ارزان فشار مالی بر دولت وارد میکند، قاچاق را پرسودتر میسازد و شکاف میان قیمت واقعی و قیمت عرضهشده را افزایش میدهد. دولت برای جبران این اختلاف ناگزیر به استفاده از مالیات یا خلق پول است که هر دو پیامدهای تورمی و فشار بر معیشت مردم دارند.
از سوی دیگر، افزایش قیمت بنزین نیز آثار مستقیم بر هزینههای جابهجایی، حملونقل کالا و زندگی روزمره مردم دارد. این افزایش بدون اصلاحات ساختاری در نظام مالیاتی، تعرفههای وارداتی و سیاستهای پولی، تنها فشار بیشتری بر اقشار فاقد دسترسی به رانت و قاچاق وارد خواهد کرد.
تحلیلگران معتقدند که اقتصاد یک شبکه بههمپیوسته است و اصلاحات جزئی در یک بخش بدون تغییرات بنیادین در سایر بخشها نتیجهای نخواهد داشت. بنابراین دفاع از آزادسازی یا گرانسازی قیمت بنزین بهتنهایی راهگشا نیست؛ آنچه باید مورد توجه قرار گیرد، آزادسازی کامل ساختار اقتصادی کشور همراه با ایجاد چارچوب حقوقی مناسب برای اقتصاد آزاد است.




