دریاچه ارومیه، روزگاری یکی از بزرگترین دریاچههای داخلی ایران، اکنون به پهنهای نمکی و خشک بدل شده که تهدیدی جدی برای میلیونها نفر در شمالغرب کشور به شمار میرود. در میان عوامل متعدد این بحران، توسعه بیرویه باغهای سیب نیز نقش قابلتوجهی داشته است؛ میوهای که در اسطورهها نماد رانده شدن انسان از بهشت بود، […]
دریاچه ارومیه، روزگاری یکی از بزرگترین دریاچههای داخلی ایران، اکنون به پهنهای نمکی و خشک بدل شده که تهدیدی جدی برای میلیونها نفر در شمالغرب کشور به شمار میرود. در میان عوامل متعدد این بحران، توسعه بیرویه باغهای سیب نیز نقش قابلتوجهی داشته است؛ میوهای که در اسطورهها نماد رانده شدن انسان از بهشت بود، اینبار در قامت عامل تشدید خشکسالی ظاهر شده است.
تصاویر ثبتشده از دریاچه در اواخر دهه ۷۰ شمسی، گواهی بر عظمت و شکوه گذشته آن هستند. اما با مسدود شدن مسیرهای تغذیه دریاچه از طریق رودخانهها، حجم عظیم آب آن نیز نتوانست در برابر خشکسالی دوام بیاورد. این روند، نتیجه تصمیماتی است که منابع آب شیرین را به جای حفظ دریاچه، صرف کشاورزی کردند.
اکنون، بستر نمکی دریاچه ارومیه به منبع بالقوهای برای طوفانهای نمک تبدیل شده است؛ پدیدهای که میتواند زمینهای کشاورزی را شور کند، ریشه گیاهان را بسوزاند و زندگی میلیونها نفر را تحت تأثیر قرار دهد. کارشناسان هشدار میدهند که شهرهای ارومیه، تبریز، نقده، خوی، سلماس و حتی مناطق دوردستتر در معرض این تهدید قرار دارند.
با وجود وخامت اوضاع، هنوز امیدی برای احیای دریاچه باقی است. تأمین حقآبه، مدیریت منابع کشاورزی و بازگشایی سدها میتواند مسیر نجات را هموار کند. اما این اقدامات باید سریع، دقیق و هماهنگ انجام شوند؛ در غیر این صورت، شمالغرب ایران با فاجعهای زیستمحیطی بیسابقه روبهرو خواهد شد.




