بازاندیشی در مهدکودک ها؛ بسترساز جامعه آینده کشور
بازاندیشی در مهدکودک ها؛ بسترساز جامعه آینده کشور

    مفهوم آموزش پس از انقلاب ۱۷۸۹ فرانسه به عنوان یک حق انسانی، شکل و شمایلی نوین و روزآمد به خود گرفت. تا پیش از این تاریخ دسترسی به آموزش در غرب در انحصار کلیسا، نجیب‌زادگان و طبقه جدید بورژوا و خرده بورژوا بود. در صورت‌بندی معاصر آموزش مبتنی بر حق همگانی و بهره­مندی […]

 

 

مفهوم آموزش پس از انقلاب ۱۷۸۹ فرانسه به عنوان یک حق انسانی، شکل و شمایلی نوین و روزآمد به خود گرفت. تا پیش از این تاریخ دسترسی به آموزش در غرب در انحصار کلیسا، نجیب‌زادگان و طبقه جدید بورژوا و خرده بورژوا بود. در صورت‌بندی معاصر آموزش مبتنی بر حق همگانی و بهره­مندی عمومی، از اواخر قرن بیستم میلادی، تلاش­های بسیاری بر استانداردسازی مکان‌های آموزشی و تربیت آینده­سازان، توسط دولت‌ها انجام پذیرفت. با اهمیت­یافتن امر آموزش، مکان آموزشی نیز به بخشی جدایی­ناپذیر از شهر به مانند دیگر مکان‌های دولتی، مذهبی و خصوصی تبدیل شد.

از دهه ۱۹۶۰ میلادی، یعنی دورانی که به اصطلاح گذار از مدرن و سرآغاز دوره پسامدرن قلمداد می­گردد، مفاهیم آموزش بسط یافته و محدود به امر تعلیم توسط آموزگار نمی­شود. بلکه این مفاهیم در درجه­ای والاتر، در کلیت و ساختار شامل عینیت مکان آموزشی (معماری) و ذهنیت فراگیر (جامعه) و در جزئیات مشتمل بر شیوه آموزش مبتنی بر روش­های نوآمدتر و چگونگی بهره­مندی از مکان آموزشی در اختیار تربیت و تعالی علمی و شخصیت کودکان می­باشد. در این گذار فرهنگی، آموزش کودکان زیر ۷ سال مسئله‌ای حیاتی در ترسیم آینده­ای روشن از یک جامعه تعریف می­شود. براین اساس توجه به شیوه طراحی مهدکودک­ها به مثابه مکان آغازگر امر آموزشی و تجربه زیست اجتماعی کودک، از اهمیت بسیاری برخوردار است. در طی ۶ دهه اخیر، بسیاری از ضوابط و استانداردها برای این مکان آموزشی ترسیم و تعریف شده است. در ایران از اواسط دهه ۷۰ شمسی، در وزارت مسکن و شهرسازی سابق، چارچوب­هایی در این زمینه تدوین گردید. علیرغم وجود تفاوت­های محسوس در قیاس تطبیقی اسناد مدون ایران و سایر کشورها، نکا و وجوه مشترک ارزشمندی قابل ملاحظه و بحث است که در ادامه در ارتباط با برخی از آنها صحبت خواهیم کرد. آموزش و تربیت کودک، بدون در نظر گرفتن ارتباط با طبیعت میسر نمی‌شود. در واقع ارتباط مهدکودک با طبیعت امر اجتناب ناپذیری است. آنچه در پروژه­های اجرایی موفق معماری مهدکودک مشاهده می­گردد، در نظر گرفتن همین خط فکری است.

به گفته‌‌ی زیگموند فروید، پدر روانکاوی، تا قبل از ۶ سالگی، ۷۰ الی ۹۰ درصد شخصیت و ویژگی‌های فردی شکل می‌گیرد. این دوره به دلیل تاثیرات عاطفی، اجتماعی محیطی، برای توسعه مهارت‌ و رفتارها بسیار حیاتی است. همچنین ژان ژاک روسو، فیلسوف انگلیسی، اذعان دارد که کودک باید در یک محیط طبیعی، آزاد رشد کند و طبیعت بهترین معلم کودک است و بایستی به او اجازه داد تا با طبیعت ارتباط برقرار کند و آنان همچون لوحه سفیدی هستند که آمادگی دارند تمام تجربیات و آموزه‌ها بر روی آن شکل ‌گیرد.

با توجه به آنچه بیان شد معماری مهدکودک به عنوان مکان ویژه آموزش کودکان زیر ۶ سال خصوصیات و ویژگی‌های خاص خود را دارا باشد:

  • رعایت تناسبات فضایی با توجه به آناتومی و جثه کودک (سوژه­بودن کودک)
  • ارتباط با طبیعت
  • حرکت آسان کودک در محیط مهدکودک میان فضاهای باز و بسته (انعطاف پذیری)
  • آزادی کودک در انتخاب مکان جهت بازی، ارتباط با دیگران و در واقع مکان مهدکودک این بستر را بایستی برای کودک فراهم آورد (آزادی)
  • ایمنی کودک در برابر خطرات طبیعی، اجتماع و امنیت روانی در محوطه مهدکودک و فضای پیرامونی ( ایجاد ایمنی و امنیت)
  • جنس مصالح و انتخاب رنگ مبتنی بر روانشناسی سن کودک (حس تعلق بخشیدن)

 

با بررسی فضاهای آموزشی و با تمرکز بر مهدکودک­های موجود کشور، مشهود است که فاصله بسیار با با معیارهای جهانی و آنچه در ایران در دهه ۷۰ شمسی مدون شده است، وجود دارد. عدم تخصیص منابع مالی و بی­توجهی به ساخت مهدکودک­های استاندارد، که ریشه در شیوه اعطای امتیاز راه­اندازی مهدکودک توسط سازمان بهزیستی به بخش خصوصی دارد را می­توان یکی از دلایل عمده در این زمینه در نظر گرفت.

تغییر کاربری خانه مسکونی به مهدکودک و محیط­آرایی با رنگ‌آمیزی دیوارها، گذاشتن میز و صندلی­های رنگارنگ در مقیاس کودک و ایجاد کف‌سازی نرم و رنگارنگ، صرفاً می­تواند فضایی برای بودن کودک در کنار جمعی از کودکان هم­رده سنی تا ورود به مقطع ابتدایی و خیال آسوده والدین عمدتاً شاغل را در ساعات اداری فراهم آورد. اما به راستی اینچنین فضاهایی تا چه میزان می­تواند پرورش­دهنده کودکان جهت ایجاد آمادگی ورود به جامعه و رشد اخلاقی، فکری و شخصیتی آنان برای ساختن ایرانی آباد در آینده باشد؟.

این پرسشی است که در سطوح مختلف مدیریتی، قابلیت تأمل و تعقل را دارد. بهره­مندی از ظرفیت بی­بدیل علمی و اتکاء به دانش قشر فرهیخته دانشگاهی در حوزه ساخت مهدکودک در رشته­های معماری، معماری منظر و مهندسی فضای سبز، یقیناً می­تواند گره­گشای مشکلات کنونی در فضاهای آموزشی مهدکودک­ها باشد.

 

دکتر کسری کتاب­اللهی

مدرس مدعو گروه شهرسازی دانشگاه کردستان

مهندس میترا مظلومی

دانش­­آموخته مقطع کارشناسی مهندسی فضای سبز دانشگاه کردستان