حراج تهران که فعالیت خود را از سال ۱۳۹۱ آغاز کرده و بازار فروش آثار هنرهای تجسمی همچون نقاشی، مجسمه، نقاشیخط و عکس است، رویداد هنری نسبتا نوظهوری ست که در نگاه اول فرصتی بالقوه برای رونق اقتصاد هنرهای تجسمی و بازار خرید و فروش محصولات هنری در داخل کشور به شمار می آید. بازاری […]
حراج تهران که فعالیت خود را از سال ۱۳۹۱ آغاز کرده و بازار فروش آثار هنرهای تجسمی همچون نقاشی، مجسمه، نقاشیخط و عکس است، رویداد هنری نسبتا نوظهوری ست که در نگاه اول فرصتی بالقوه برای رونق اقتصاد هنرهای تجسمی و بازار خرید و فروش محصولات هنری در داخل کشور به شمار می آید. بازاری که نوید عدم خروج آثار هنرمندان تراز اول تاریخ هنر ایران را از کشور می دهد. اما در نگاه آخر این رویداد دارای معایب و شبهاتی است که تاکنون پس از گذشت بیست و یکمین دوره آن تدبیر مناسبی برای رفع و رجوع آنها اندیشیده نشده. ازین رو ضروری است برای شناخت بهتر کاستی ها، نواقص و شبهات این رویداد، آن را از جهات مختلف مورد نقد و بررسی قرار دهیم.
حراج تهران از همان اولین دوره شکل گیری خود با حاشیه و ابهام آفرینیهای متعدد همراه بود. از فروش آثار تقلبی و کپی گرفته تا قیمتگذاری های غیرواقعی و پرداخت های نجومی و البته دست های پشت پرده ای که از برگزاری این رویداد به شکلی غیرقانونی سود می برند. این حرف و حدیث ها آن قدر پررنگ هستند که در میان بسیاری از آثار نمایشی، چون «رقص روی شیشه»، «هیولا» و بخصوص در قسمت های ابتدایی سریال «آقازاده» به طور آشکارتری از رازهای پنهانی این حراجی پرده برداری کرده باشند؛ مافیای هنر، بحث آثار جعلی و سرمایه های هنگفتی که در این رویداد جا به جا می شود. در بین خریداران آثار هنری، گاه نام های آشنایی به چشم می خورد که اتفاقاً همه آن ها در ادوار مختلف سابقه مدیریت فرهنگی و هنری داشته اند. شفاف نبودن روند خرید و فروش، فقدان مکانیزم کارشناسی محک اصالت آثار و روشن نبودن منابع مالی خریداران، باعث شده تا روز به روز بر ابهامات حراج هنری تهران افزوده شود. در کنار این انتقادات اما گاه نقدهای ژرف تر و موشکافانه تری ماهیت برگزاری حراج تهران را نشانه می گیرد. از جمله اینکه چرا به جای یک مجری متخصص برگزاری حراج، چهره ها و بازیگران سینما و تلویزیون چکش حراج این رویداد را در دست می گیرند.
در سیزدهمین حراج تهران و در شرایطی که به خاطر کرونا انتظار می رفت قیمت ها کاهش یابد و یا افزایش جزئی داشته باشد، شاهد طرح رقم های نجومی برای آثار هنری بودیم. از سوی دیگر رکورد فروش نیز توسط چهره ای شکسته شد که در مظان اتهامات اخلاقی از سوی برخی مدعیان ناشناس یا شناخته شده قرار گرفته بود. فارغ از صحت و سقم این ادعاها، چنین فضایی می توانست آغداشلو را برای مدتی به حاشیه ببرد و یا استقبال از آثار او را در این دوره از حراج تحت تأثیر قرار دهد، اما آن چه در عمل اتفاق افتاد برخلاف همه مناسبات مألوف در همه جای دنیا بود! گرانترین اثر این دوره حراج تابلوی نقاشی دو لتهای “خاطرات امید” اثر آغداشلو بود که با قیمت ۱۲ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان فروش رفت. اثری که به کپی بودن از روی یک اثر قدیمی اروپایی متهم شد و بدون استفاده از پیچیدگی های فنون نقد هنری هم می شد شباهت فاحش این دو اثر را تشخیص داد.
در تمام حراجی های معتبر دنیا از جمله حراج کریستیز، نام و تصویر کارشناسانی که آثار را رصد و قیمت گذاری می کنند، در صفحات اول کاتالوگ معرفی می شود. اما حراج تهران پس از گذشت ۲۱ دوره تا آنجا که یک بار کارشناسان خود را معرفی نکرد. در صورتی که معرفی این افراد می تواند از حجم حواشی ها پیرامون این رویداد بکاهد.
سوال اصلی درباره حراج تهران مرتبط با رویکرد اقتصادی و البته فرهنگی آن است. جایگاه رویدادهایی نظیر حراج تهران و داد و ستدهای عجیب مالی اش، آنهم در جامعه ای همچون ایران کجاست؟
وقتی در یکی از مجلل ترین هتل های تهران، با کپی برداری از شیوه برگزاری حراجی های غربی، چکش فروش آثار چند ده میلیاردی می خورد، این گونه بیان می شود که درآمد ناشی از چنین حراجی میتواند به توسعه بازار یا آنچه مارکتینگ هنر خوانده می شد کمک کند، ولی آنچه رخ داده است هیچ ارتباطی با عالم هنر و زندگی هنرمندان ندارد.
- نویسنده : محمد بویری



