مدیریت پسماند شهری در چارچوب اقتصاد چرخشی گذار تهران به شهر پایدار
مدیریت پسماند شهری در چارچوب اقتصاد چرخشی گذار تهران به شهر پایدار
مدیریت پسماند در کلان‌شهر تهران به‌عنوان یکی از مهم‌ترین عرصه‌های مدیریت شهری، دیگر صرفاً وظیفه‌ای خدماتی نیست؛ بلکه یک حوزه راهبردی در ارتقای کیفیت زندگی، سلامت عمومی، اقتصاد شهری و پایداری محیط‌زیست محسوب می‌شود. گذار از الگوهای سنتی دفع زباله به سمت اقتصاد چرخشی و فناوری‌های نوین، همراه با مشارکت فعال شهروندان، می‌تواند تهران را به الگویی موفق در مدیریت پایدار پسماند تبدیل کند.

مدیریت پسماند در کلان‌شهر تهران یکی از مهم‌ترین و پیچیده‌ترین عرصه‌های مدیریت شهری به شمار می‌رود. حجم بالای تولید زباله روزانه در این شهر، که به چندین هزار تن می‌رسد، نشان‌دهنده ضرورت طراحی و اجرای نظام‌های جامع، یکپارچه و پایدار در این حوزه است. در ادبیات مدیریت شهری، پسماند دیگر صرفاً به‌عنوان ماده زائد تلقی نمی‌شود، بلکه به‌عنوان یک منبع بالقوه برای بازتولید ارزش و ارتقای تاب‌آوری شهری مورد توجه قرار می‌گیرد. از این منظر، مدیریت پسماند باید در چارچوب سیاست‌های کلان توسعه پایدار و اقتصاد چرخشی بازتعریف شود تا بتواند همزمان به اهداف زیست‌محیطی، اجتماعی و اقتصادی پاسخ دهد.

یکی از چالش‌های بنیادین در تهران، عدم نهادینه‌سازی کامل فرآیند تفکیک از مبدا است. این فرآیند در رویکرد علمی مدیریت شهری، نقطه آغاز چرخه مدیریت پسماند محسوب می‌شود و می‌تواند به‌طور مستقیم بر کارایی سیستم جمع‌آوری، کاهش هزینه‌های پردازش و افزایش ظرفیت بازیافت اثرگذار باشد. طراحی سازوکارهای انگیزشی برای شهروندان، بهره‌گیری از ابزارهای فرهنگی و آموزشی، و ایجاد زیرساخت‌های مناسب، از جمله الزامات تحقق این هدف هستند. در واقع، مشارکت اجتماعی در مدیریت پسماند یک متغیر کلیدی در موفقیت سیاست‌های شهری به شمار می‌رود و بدون حضور فعال شهروندان، هیچ نظام مدیریتی در این حوزه به نتیجه مطلوب نخواهد رسید.

از منظر فناورانه، مدیریت پسماند تهران نیازمند گذار از الگوهای سنتی دفع و دفن به سمت الگوهای نوین مبتنی بر فناوری‌های پیشرفته است. استفاده از سامانه‌های هوشمند در جمع‌آوری و پایش، توسعه صنایع بازیافت و بهره‌گیری از فناوری‌های تولید انرژی از پسماند، می‌تواند علاوه بر کاهش فشار زیست‌محیطی، به ارتقای بهره‌وری و ایجاد ارزش افزوده اقتصادی منجر شود. در بسیاری از شهرهای پیشرفته جهان، زباله به‌عنوان یک منبع انرژی جایگزین تلقی می‌شود و فناوری‌های تبدیل پسماند به انرژی، بخشی از چرخه تأمین انرژی شهری را تشکیل می‌دهند. این رویکرد در تهران نیز می‌تواند به کاهش وابستگی به منابع انرژی فسیلی و ارتقای تاب‌آوری شهری در برابر بحران‌های انرژی کمک کند.

بعد اجتماعی مدیریت پسماند نیز اهمیت ویژه‌ای دارد. در رویکرد علمی مدیریت شهری، تغییر رفتار شهروندان در حوزه مصرف و دفع پسماند نیازمند فرآیندهای بلندمدت آموزش، فرهنگ‌سازی و ایجاد مشوق‌های اجتماعی است. همکاری میان مدیریت شهری، نهادهای آموزشی و سازمان‌های مردم‌نهاد می‌تواند در نهادینه‌سازی رفتارهای پایدار مؤثر باشد. این امر نشان می‌دهد که مدیریت پسماند صرفاً یک وظیفه خدماتی نیست، بلکه یک فرآیند اجتماعی–فرهنگی است که باید در سیاست‌های کلان شهری جایگاه ویژه‌ای داشته باشد. در این چارچوب، آموزش کودکان و نوجوانان در مدارس، برگزاری کمپین‌های عمومی و استفاده از ظرفیت رسانه‌ها می‌تواند نقش مهمی در تغییر نگرش عمومی ایفا کند.

از منظر سیاست‌گذاری کلان، مدیریت پسماند باید در چارچوب اقتصاد چرخشی بازتعریف شود. اقتصاد چرخشی بر این اصل استوار است که منابع پس از مصرف نباید به‌عنوان مواد زائد دفع شوند، بلکه باید دوباره وارد چرخه تولید و مصرف شوند. این رویکرد می‌تواند تهران را از یک مصرف‌کننده بزرگ منابع به یک تولیدکننده ارزش افزوده تبدیل کند. تحقق این هدف نیازمند هم‌افزایی میان مدیریت شهری، بخش خصوصی و نهادهای پژوهشی است تا یک اکوسیستم نوآورانه در حوزه مدیریت پسماند شکل گیرد. در این میان، نقش دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی در ارائه راهکارهای علمی و فناوری‌های نوین بسیار برجسته است و می‌تواند به ارتقای کیفیت سیاست‌گذاری‌ها کمک کند.

از منظر کالبدی، مدیریت پسماند باید با سایر حوزه‌های مدیریت شهری مانند حمل‌ونقل، انرژی و سلامت عمومی پیوند بخورد. برای مثال، استفاده از ناوگان حمل‌ونقل پاک در جمع‌آوری زباله، همزمان به کاهش آلودگی هوا و ارتقای کارایی سیستم کمک می‌کند. همچنین، ارتباط میان مدیریت پسماند و سلامت عمومی باید به‌طور جدی مورد توجه قرار گیرد؛ زیرا دفع غیراصولی زباله می‌تواند منجر به شیوع بیماری‌های عفونی و افزایش هزینه‌های درمانی شود. این پیوند میان حوزه‌های مختلف نشان می‌دهد که مدیریت پسماند باید در چارچوب یک نظام یکپارچه شهری دیده شود و نه به‌عنوان یک حوزه منفک و مستقل.

جمع‌بندی آنکه مدیریت پسماند در تهران، یک حوزه راهبردی در مدیریت شهری است که فراتر از وظایف خدماتی روزمره، به‌عنوان یک محور کلیدی در ارتقای کیفیت زندگی، سلامت عمومی، اقتصاد شهری و پایداری محیط‌زیست عمل می‌کند. حرکت به سمت مدیریت علمی، یکپارچه و نوآورانه در این حوزه، کلید افزایش تاب‌آوری تهران در برابر بحران‌های محیط‌زیستی و اجتماعی خواهد بود. اگر این رویکرد با مشارکت فعال شهروندان، سرمایه‌گذاری در فناوری‌های نوین و سیاست‌گذاری مبتنی بر اقتصاد چرخشی همراه شود، می‌تواند تهران را به الگویی موفق در مدیریت پایدار پسماند در سطح ملی و منطقه‌ای تبدیل کند.


به قلم دکتر شادی مالکی مدیر ارشد شهرداری تهران