توسعه‌ای که زندگی را گسترش می‌دهد یا توسعه‌ای که امکان‌های زندگی را می‌کاهد؟
توسعه‌ای که زندگی را گسترش می‌دهد یا توسعه‌ای که امکان‌های زندگی را می‌کاهد؟

  در جنگل سراوان، در دل یکی از مهم‌ترین مسیرهای ارتباطی شمال ایران، سازه‌ای تاریخی آرام و بی‌صدا ایستاده است؛ تونل تاریخی سنگر. سال‌هاست مسافران از کنار آن عبور می‌کنند، بی‌آنکه بدانند این تونل تنها بخشی از یک مسیر حمل‌ونقل نیست، بلکه نشانه‌ای از تاریخ مهندسی، حافظه جمعی و تجربه زیسته مردمانی است که پیش […]

 

در جنگل سراوان، در دل یکی از مهم‌ترین مسیرهای ارتباطی شمال ایران، سازه‌ای تاریخی آرام و بی‌صدا ایستاده است؛ تونل تاریخی سنگر. سال‌هاست مسافران از کنار آن عبور می‌کنند، بی‌آنکه بدانند این تونل تنها بخشی از یک مسیر حمل‌ونقل نیست، بلکه نشانه‌ای از تاریخ مهندسی، حافظه جمعی و تجربه زیسته مردمانی است که پیش از ما در این سرزمین زیسته‌اند. اکنون اما در جریان تعریض محور رشت–قزوین، این تونل تاریخی در معرض تخریب قرار گرفته است؛ رخدادی که بار دیگر پرسشی قدیمی اما اساسی را پیش روی ما قرار می‌دهد: توسعه دقیقاً چیست؟

در نگاه نخست پاسخ ساده به نظر می‌رسد. جاده‌ای شلوغ وجود دارد، ترافیک آزاردهنده است و باید راهی برای روان‌تر شدن عبور و مرور یافت. اما مسئله از جایی پیچیده می‌شود که برای حل یک مشکل فنی، بخشی از سرمایه تاریخی و طبیعی یک منطقه قربانی می‌شود. در این نقطه دیگر با یک پروژه عمرانی صرف مواجه نیستیم؛ بلکه با نوعی تلقی از توسعه روبه‌رو هستیم که ارزش تأمل دارد.

معمولاً در چنین موقعیت‌هایی دو روایت شکل می‌گیرد. یک روایت، هرگونه انتقاد به پروژه‌های عمرانی را مخالفت با توسعه و پیشرفت تلقی می‌کند. روایت دیگر، در سوی مقابل، توسعه را مترادف با تخریب و مدرنیته را عامل از میان رفتن میراث تاریخی می‌داند. اما مسئله تونل تاریخی سنگر را نمی‌توان در قالب این دوگانه ساده فهمید.

اتفاقاً یکی از مهم‌ترین درس‌هایی که از هانس بلومنبرگ می‌توان آموخت، پرهیز از همین دوگانه‌های تقلیل‌گرایانه است. بلومنبرگ از برجسته‌ترین مدافعان مشروعیت عصر مدرن بود. او باور داشت جهان مدرن حاصل توانایی انسان برای مواجهه خلاقانه با مسائل و بحران‌هاست. از نظر او، مدرنیته نه گسست از زندگی، بلکه تلاشی برای گسترش افق‌های زندگی انسانی است. مشکل زمانی آغاز می‌شود که مدرنیته به یک فرمول مکانیکی تقلیل پیدا کند؛ فرمولی که گمان می‌کند هر مسئله‌ای را می‌توان با ابزارهای بیشتر، ماشین‌آلات بزرگ‌تر و تخریب موانع فیزیکی حل کرد.

از این منظر، مسئله تونل تاریخی سنگر، نزاع میان سنت و مدرنیته نیست. نزاع میان دو نوع فهم از توسعه است. یک فهم، توسعه را صرفاً افزایش ظرفیت فیزیکی جاده‌ها می‌داند. فهم دیگر، توسعه را افزایش کیفیت زندگی، گسترش امکان‌های انتخاب و حفاظت از منابعی می‌داند که زندگی انسانی را غنی‌تر می‌کنند.

اگر امر مدرن را به معنای بهبود شرایط زیستن در نظر بگیریم، باید بپرسیم آیا تخریب یک اثر تاریخی و آسیب به بخشی از زیست‌بوم جنگل سراوان واقعاً به بهبود زندگی منجر می‌شود یا تنها صورت مسئله را برای مدتی کوتاه جابه‌جا می‌کند؟
اینجاست که اندیشه مرتضی بحرانی می‌تواند به فهم بهتر مسئله کمک کند. در متن «اندیشه‌هایی درخور ایام جنگ»، بحرانی بارها از ترجیح اخلاقی زندگی بر مرگ، بهبود بر تخریب و کاهش شرارت بر افزایش آن سخن می‌گوید. در نگاه او، شرایط مدرن زندگی زمانی محقق می‌شود که انسان بتواند ترس، خشونت، درد و نابهنجاری را مهار کند و در مقابل، امکان‌های رفاه، آسایش و شکوفایی را گسترش دهد.

در این چارچوب، توسعه زمانی ارزشمند است که به افزایش امکان‌های زندگی بینجامد. اما هنگامی که یک راه‌حل عمرانی، خود به عامل نابودی بخشی از سرمایه‌های تاریخی، فرهنگی و طبیعی بدل شود، باید از خود پرسید آیا هنوز در مسیر بهبود حرکت می‌کنیم یا گرفتار نوعی تکرار مکانیکی شده‌ایم؟
بحرانی در همان متن بر اهمیت ترجیح‌های اخلاقی تأکید می‌کند؛ اینکه در شرایط بحران، انسان باید میان گزینه‌های موجود، آن راهی را برگزیند که کمترین آسیب را به زندگی وارد کند و بیشترین امکان را برای آینده باقی بگذارد. این دقیقاً همان پرسشی است که امروز در سراوان مطرح است. آیا واقعاً تنها راه کاهش ترافیک، تخریب تونل تاریخی سنگر است؟ آیا هیچ گزینه دیگری وجود ندارد؟ آیا مطالعه‌ای جامع برای یافتن راه‌حل‌های کم‌هزینه‌تر و کم‌تخریب‌تر صورت گرفته است؟
توسعه مدرن، در معنای اصیل خود، هنر یافتن گزینه‌های بیشتر است، نه حذف گزینه‌ها. جامعه‌ای که برای حل هر مسئله‌ای تنها یک پاسخ داشته باشد، جامعه‌ای خلاق نیست. خلاقیت زمانی آغاز می‌شود که بتوان میان نیازهای امروز و حقوق فردا تعادل برقرار کرد.

از همین رو، دفاع از تونل تاریخی سنگر به معنای دفاع از گذشته‌پرستی نیست. مسئله بر سر ستایش نوستالژیک تاریخ نیست. مسئله این است که این تونل بخشی از امکانات امروز و فردای ماست. در بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته، آثار مشابه نه مانعی در برابر توسعه، بلکه بخشی از اقتصاد گردشگری، آموزش عمومی و هویت محلی محسوب می‌شوند. آنها تخریب نمی‌شوند تا جاده‌ای چند متر عریض‌تر شود؛ بلکه در طراحی‌های جدید ادغام می‌شوند و ارزش افزوده ایجاد می‌کنند.

جنگل سراوان نیز صرفاً مجموعه‌ای از درختان نیست. این جنگل بخشی از زیست‌جهانی است که کیفیت زندگی مردم منطقه را شکل می‌دهد. توسعه‌ای که برای رفع یک گره ترافیکی، بخشی از این زیست‌جهان را قربانی کند، شاید در کوتاه‌مدت موفق به نظر برسد، اما در بلندمدت بخشی از منابعی را از بین می‌برد که زندگی به آنها وابسته است.

نکته مهم اینجاست که دفاع از میراث تاریخی و محیط زیست، موضعی ضدمدرن نیست؛ بلکه دقیقاً موضعی مدرن است. جهان مدرن زمانی شکل گرفت که انسان آموخت منابع زندگی محدودند و باید درباره آنها مسئولانه تصمیم گرفت. عقلانیت مدرن، عقلانیت تخریب نیست؛ عقلانیت انتخاب است.

به همین دلیل، مخالفت با تخریب تونل تاریخی سنگر را نباید مخالفت با توسعه دانست. برعکس، این مطالبه تلاشی است برای دفاع از شکل پیچیده‌تر و بالغ‌تری از توسعه؛ توسعه‌ای که تنها به آسفالت و بتن فکر نمی‌کند، بلکه کیفیت زندگی، حافظه جمعی، محیط زیست و حقوق نسل‌های آینده را نیز در محاسبات خود وارد می‌کند.

شاید مهم‌ترین پرسش امروز این نباشد که جاده چقدر عریض‌تر می‌شود. پرسش واقعی این است که پس از پایان پروژه چه چیزی از جهان زندگی ما باقی خواهد ماند. آیا توانسته‌ایم هم مشکل حمل‌ونقل را حل کنیم و هم سرمایه‌های تاریخی و طبیعی خود را حفظ کنیم؟ یا آنکه برای رفع یک مسئله کوتاه‌مدت، بخشی از امکانات بلندمدت زندگی را از میان برده‌ایم؟
بلومنبرگ از انسان مدرن می‌خواست جهان را با جسارت و خلاقیت بازآفرینی کند. بحرانی نیز از ترجیح زندگی، بهبود و کاهش رنج سخن می‌گوید. هر دو، از منظری متفاوت، ما را به یک نتیجه مشترک می‌رسانند: توسعه زمانی موفق است که امکان‌های بیشتری برای زیستن خلق کند.

از این منظر، تونل تاریخی سنگر نه دشمن توسعه است و نه مانعی بر سر راه پیشرفت. پرسش اصلی این است که آیا ما به اندازه کافی مدرن شده‌ایم که بتوانیم بدون نابود کردن آن، راه‌حل بهتری پیدا کنیم؟

photo27664309303 توسعه‌ای که زندگی را گسترش می‌دهد یا توسعه‌ای که امکان‌های زندگی را می‌کاهد؟

  • نویسنده : حسین صولتی