به گزارش خبر نماتحولات اخیر در بازارهای بینالمللی انرژی، گویای بازآرایی الگوهای تأمین و تقاضای گاز طبیعی است. دادههای آماریِ نیمه نخست سال ۲۰۲۶ نشان میدهد که بازار گاز ترکیه به عنوان یکی از گلوگاههای استراتژیک انرژی منطقه، شاهد تغییرات ملموسی بوده است. ثبت رکورد تاریخی در صادرات گاز ایران به ترکیه و رشد ۶۵ […]
به گزارش خبر نماتحولات اخیر در بازارهای بینالمللی انرژی، گویای بازآرایی الگوهای تأمین و تقاضای گاز طبیعی است. دادههای آماریِ نیمه نخست سال ۲۰۲۶ نشان میدهد که بازار گاز ترکیه به عنوان یکی از گلوگاههای استراتژیک انرژی منطقه، شاهد تغییرات ملموسی بوده است. ثبت رکورد تاریخی در صادرات گاز ایران به ترکیه و رشد ۶۵ درصدی واردات این کشور از ایران در پنج ماه ابتدایی سال جاری، بیش از آنکه حاصل نوسانات فصلی باشد، نتیجهی منطق اقتصادی در بازار انرژی است. در حالی که محمولههای گرانقیمت الانجی (LNG) به دلیل تنشهای ژئوپلیتیکی در غرب آسیا و کاهش عرضه از سوی تولیدکنندگان بزرگ منطقه نظیر قطر و امارات، دچار نوسانات قیمتی شدهاند، گاز خطلولهای ایران به دلیل برخورداری از مزیت رقابتی در قیمت، به گزینهای جذاب برای ترکیه تبدیل شده است. اکنون با نزدیک شدن به موعد انقضای قراردادهای بلندمدت گازی ترکیه با برخی تأمینکنندگان بینالمللی، آنکارا در موقعیتی قرار گرفته است که بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازتعریف همکاریهای راهبردی خود با تهران است.
این تحولات در مقیاسی کلانتر، واگرایی عمیقی را در بازارهای جهانی گاز دامن زده است. تنشهای خاورمیانه، ناامنی مسیرهای عرضه و رقابت برای جذب محمولههای جایگزین، منجر به جهش قیمتها در بازارهای آسیای شرقی و اروپایی شده است؛ به گونهای که شاخصهای قیمتی در بازارهای «تیتیاف» هلند و «انبیپی» انگلیس روند صعودی معناداری را تجربه کردهاند. در نقطه مقابل، بازار ایالات متحده به دلیل محدودیتهای ساختاری در ظرفیت صادرات الانجی، شاهد سرکوب قیمتی و افت نرخها بوده است که این خود پارادوکسِ ناترازیِ انرژی در سطح جهانی را بیش از پیش نمایان میسازد.
در سوی دیگرِ این میدان، ابرپروژههای انتقال انرژی نیز با موانع ساختاریِ پیچیدهای دستوپنج نرم میکنند. پروژه انتقال گاز «ترنسصحرا» که به عنوان طرحی کلیدی برای اتصال ذخایر نیجریه به بازارهای اروپایی از طریق الجزایر مطرح است، در باتلاقی از چالشهای مالی و امنیتی فرو رفته است. نیاز به جذب سرمایهگذاری سنگین ۱۳ میلیارد دلاری، ناامنیهای منطقهای و ضعف در همگرایی سیاسی میان کشورهای ذینفع، اجرای این طرح را با تعلیقی طولانی مواجه کرده است. افزون بر این، کمبود ظرفیت خطوط انتقال گاز در اروپای جنوبی (اسپانیا و ایتالیا) و بی میلی سرمایهگذاران برای توسعه زیرساختهای پایدار، نشاندهنده تردید بازار نسبت به پروژههایی است که با مدلهای سنتیِ امنیت عرضه همخوانی ندارند.
در نهایت، تحلیلهای نهادهای مرجع انرژی نشان میدهد که اگرچه افزایش تولید در آمریکای شمالی و آفریقا میتواند بخشی از خلأ عرضه خاورمیانه را پر کند، اما این «جایگزینی تولید» به تنهایی تضمینکننده امنیت انرژی نخواهد بود. شکنندگی زیرساختها، تقاضای فزاینده و ناپایداریهای ژئوپلیتیک، ضرورت بازنگری در مدلهای مدیریت منابع و تسریع در بهرهبرداری از پروژههای زیرساختی را بیش از هر زمان دیگری به یک اولویت راهبردی برای بازیگران جهانی تبدیل کرده است. در این میان، هرگونه سیاستگذاریِ منعطف و هوشمندانه میتواند جایگاه تأمینکنندگان منطقهای را در این نظم جدیدِ انرژی تثبیت نماید.
- نویسنده : نازنین مهدوی کیا



