روزنامه شرق در گفت و گو با محمدهاشمی درمورد ریشه مخالفتها با زنده یاد آیت الله هاشمی رفسنجانی را جویا شده هست. بخشهایی از گفت و گو را مطالعه می کنید: یکی از انتقادهایی که مخالفان آیت‌الله هاشمی ابراز می‌کنند این هست که او در مواجهه با غرب و به‌خصوص آمریکا با تساهل و تسامح […]

روزنامه شرق در گفت و گو با محمدهاشمی درمورد ریشه مخالفتها با زنده یاد آیت الله هاشمی رفسنجانی را جویا شده هست.

بخشهایی از گفت و گو را مطالعه می کنید:

یکی از انتقادهایی که مخالفان آیت‌الله هاشمی ابراز می‌کنند این هست که او در مواجهه با غرب و به‌خصوص آمریکا با تساهل و تسامح برخورد می‌کرد. آیا چنین مدعایی را قبول دارید؟

آیت‌الله هاشمی در مکتب امام پرورش یافت.

امام در سال ۴۳ نیز بمناسبت اجرای کاپیتولاسیون مسائل بسیار تندی را بر علیه آمریکا و پادشاه مطرح نمودند و اظهار کردند که اگر یک آشپز آمریکایی پادشاه ایران را با ماشین زیر بگیرد باید در آمریکا محاکمه گردد، اما اگر پادشاه ایران یک سگ آمریکایی را بکشد، در اینجا محاکمه می‌شود. با دانستن تمام اینها چگونه امکان دارد که زنده یاد هاشمی‌رفسنجانی که در تمام این ادوار در کنار امام بود، نسبت به دشمنی‌های آمریکا بی‌تفاوت بوده باشد؟ مطمئنا چنین نبود و انتقاد مخالفان از سر انصاف نیست.

آقای هاشمی توانست در دولتش رابطه خوبی با همسایگان ایران و کشورهای غربی ایجاد کند. رویکرد بین‌المللی وی را چگونه بررسی می‌کنید؟

بعضی بر این باورند باید برای همیشه جنگ ادامه یابد، در حالتی که آقای هاشمی باور داشت که بعد از جنگ مردم باید آسایش را در پرتو محافظت عزت ملی تجربه نمایند که تا حدودی به این با اهمیت نیز نائل شد.

گفتمان فرهنگی دوم خرداد سال ۷۶ به شکلی سلب روحیه فرهنگی موجود در دولت زنده یاد هاشمی قلمداد می‌شود. حتی بعضی بر این باورند که رأی به آقای خاتمی یک رأی سلبی برای انکار سیاست‌های دولت سازندگی شمرده می‌شد. این تناقض را چگونه تعبیر می‌کنید؟

این تناقض را چگونه تعبیر می‌کنید؟نیروهای اردوگاه اصولگرایی خلاف دیدگاه شما را عرضه می‌دهند و می‌گویند که خطبه نماز جمعه آقای هاشمی موجب برتری آقای خاتمی در انتخابات گردید.

به طور اساسی قبل از انتخابات سال ۷۶ معنا دقیقی به اسم اصلاحات وجود نداشت و اصلاح‌طلبان با تشکیل حزب همکاری این عنوان را عرضه دادند. بعد از سال ۷۶ روحانیون مبارز و به‌خصوص آقای کروبی در مجلس سوم به سیاست‌های دولت آقای هاشمی انتقاد می‌کردند.

در سال ۷۵ ما حزب کارگزاران را تشکیل دادیم و بعد از پیشنهاد به آقای حبیبی به آقای خاتمی پیشنهاد حضور در انتخابات را دادیم و او اظهار کرد اگر کارگزاران از من پشتیبانی کند، به انتخابات وارد می‌شوم. آقای خاتمی پیروزی‌اش را وامدار پشتیبانی کارگزاران و زنده یاد هاشمی هست. زنده یاد هاشمی از آقای خاتمی پشتیبانی کرد. این مبحث درست نیست که خاتمی چهره مخالف هاشمی بوده هست. در وقتی که روحانیون مبارز در انزوای کامل بود و اصلاح‌طلبی به نحو کنونی وجود نداشت، کارگزاران از آقای خاتمی پشتیبانی کرد. جالب هست که با چنین حمایت‌هایی بعد از انتخابات سال ۷۶ و تشکیل حزب همکاری، بر علیه آقای هاشمی سخن‌ها گفته گردید و روزنامه‌ها به‌طور زنجیره‌ای بر علیه او ‌نوشتند. به هرحال، همه این مبحث را می‌دانستند که آقای هاشمی از پتانسیل بالایی بهره مند هست و اصلاح‌طلبان نسبت به وی حس رقابت شدیدی داشتند.

برخلاف رویکرد کنونی که اصلاح‌طلبان حامی های زنده یاد هاشمی شمرده می‌شوند، چنین اختلافاتی تا انتخابات سال ۸۴ نیز وجود داشت که در کمال تأسف نتیجه‌اش روی‌کارآمدن دولت بی‌شناسنامه احمدی‌نژاد گردید. چه عواملی دست‌به‌دست داد تا در آن انتخابات شاهد شکسته‌شدن رأیها باشیم؟

چه عواملی دست‌به‌دست داد تا در آن انتخابات شاهد شکسته‌شدن رأیها باشیم؟اصلاح‌طلبان در سال ۸۴ سه نامزد یعنی آقایان معین، کروبی و مهرعلیزاده را در برابر آقای هاشمی قرار دادند و با این سناریو رأی های زنده یاد هاشمی را گرفتند. جریان راست نیز در سال ۷۶ می‌خواست چنین رویکردی را در پیش بگیرد و به سراغ من آمدند و اظهار کردند که در انتخابات شرکت کن و از تو پشتیبانی می‌کنیم. آقای هاشمی به من اظهار کرد که این کار را نکن زیرا آنان می‌خواهند با سیاست سه‌کاندیدایی انتخابات را به دور دوم ببرند تا در آن فاز برنده گردند. البته آقای هاشمی نسبت به آقای خاتمی نظر مثبتی داشت و میلش این بود که او رئیس‌جمهور گردد. جالب هست که بعد از سال‌ها اصلاح‌طلبان کاری را با زنده یاد هاشمی کردند که او در سال ۷۶ با آنان نکرد.

بخش عمده‌ای از انتقادها به زنده یاد هاشمی بعد از رویکرد صریح او در انتخابات سال ۸۸ بالا گرفت.

برای زنده یاد هاشمی محافظت نظام از همه چیز بااهمیت‌تر بود و به طور مستمر منفعت های نظام را بر منفعت های شخصی ترجیح می‌داد.

میزان پشتیبانی آقای هاشمی در برتری آقای روحانی را چگونه می‌بینید؟

آقای هاشمی به‌طور مستقیم از آقای روحانی پشتیبانی کرد. وقتی خودش ردصلاحیت گردید، آقایان عارف و روحانی باقی ماندند. او با وی گفت وگو کرد که سر انجام آقای عارف از انتخابات کناره‌گیری کرد و آقای هاشمی از مردم خواست که به روحانی رأی بدهند زیرا عده ای از اشخاص در ستادهای بعضی از نامزدها می‌گفتند که هاشمی از نامزد مورد نظرشان پشتیبانی می‌کند. با اعلام موضع صریح زنده یاد هاشمی این مناقشات انتهاء یافت. البته اینکه او تصمیم‌گیرنده دولت روحانی بود، مبحث چندان دقیقی نیست زیرا آقای هاشمی منحصرا در حوزه مسائل بین‌الملل مثل برجام توصیه‌هایی به آقای روحانی می‌کرد.

بعد از مرگ آقای هاشمی همچنان تخریب‌ها ادامه دارد. به عنوان بحث انتهایی بفرمایید که هدف چنین تخریب‌هایی چیست؟

به عنوان بحث انتهایی بفرمایید که هدف چنین تخریب‌هایی چیست؟مخالفان آقای هاشمی بر این باورند که تفکر او هنوز زنده هست و با اعتقاد به همین مبحث به خراب کردن او ادامه می‌دهند زیرا تفکر هاشمی خطری برای افراطی‌هاست. گروه‌های متفاوت باید بدانند که سیاست اکبر هاشمی‌رفسنجانی مبتنی بر وحدت، اعتدال و همکاری مردم بود. مردم در کوچه و خیابان‌ها ما را که می‌بینند، می‌گویند اگر هاشمی زنده بود، وضع به اینجا نمی‌رسید. مردم آقای هاشمی را دوست دارند و ای ‌کاش سیاسی‌ها نیز بر طریق مردم عمل کنند و تفکرات آقای هاشمی را سرلوحه کار خود قرار دهند.