نوشته: جعفر قاسمی کارگردانان :ابوالقاسم احدیان کاظم ذاکری این اثر از هنرمندان تئاتر  میناب می باشد وروایت دو مرد را بیان می کند که هر کدام در دو موقعیت ذهنی مختلف در برهوتی مانده اند تشخیص و تفکیک واقعیت و ذهن البته مشخص نیست این قصه به جزییات و خرده داستانها توجهی نمی کند و […]

نوشته: جعفر قاسمی
کارگردانان :ابوالقاسم احدیان کاظم ذاکری
این اثر از هنرمندان تئاتر  میناب می باشد وروایت دو مرد را بیان می کند که هر کدام در دو موقعیت ذهنی مختلف در برهوتی مانده اند تشخیص و تفکیک واقعیت و ذهن البته مشخص نیست این قصه به جزییات و خرده داستانها توجهی نمی کند و معطوف به یک داستان کلی از زندگی دو مرد است در این اثر نوعی رمز گونگی همراه با تفسیر های شعاری از موقعیت های اجتماعی موج می زند و متوجه می شویم که نویسنده بر اساس دغدغه های محیط پیرامون خود طرح مساله می کند فقدان عمق در داستان و روایت نتیجه خوبی را به همراه ندارد افکار پریشان یک مرد با بهرمندی از لهجه مینابی سعی می کند موقعیت های طنز را بر اساس جغرافیای همان منطقه ایجاد کند در طول اجرا به دنبال چالشهای مختلفی می توانیم باشیم اما روابط ازهم گسیخته و نگاههای متفاوت در بازی ها و در اجرای اثر نمایش را چند پاره می کندو گاهی تمرکز مخاطب را بهم میریزد نکته قابل تامل در این اثر قرار گرفتن مضمون در سطح است این مساله اگر بنا بر تعمدی رخ داده باید در جریان اجرا مشخص می شد که این امر صورت نگرفته است نمایش افکار پریشان یک مرد بیشتر از اینکه یک کمدی تمام عیار باشد سعی می کند حرفهای بزرگ را در داستانی روو شعاری بیان کند این ناشی از شخصیت پردازی در این نمایش هست زبان یا لهجه در این اثر می توانست عامل پیش برنده بسیار قوی باشد اما استفاده خوبی در راستای اهداف اثر از آن نشده افکار پریشان یک مرد نیاز به واکاوی بیشتر برای انتقال مفاهیم بیشتری دارد و باید تکلیف خود را در اجرا مشخص کند ایا در سطح هست یا در عمق ایا کمدی است یا یک پیام شگرف اجتماعی و سیاسی دارد اگر همه این ارکان دراثر موج می زند روش اجرا و نگاه نویسنده چالش بر انگیز نیست انگیزه حضور ذهن مغشوش در پی رنگ داستان شخصیتها راخوب پخته نشان نمی دهد و دغدغه های روانشناسی و روانشناختی به خوبی پایه و اساسش محکم نیست اگر چه این اثر تیم بازیگری قابلی دارد اما محدودیتهای متن و فضا راه را برای جولان بازیگران بسته است این اثر پیام نهته ای دارد که در اجرا مخاطب سردرگم میشود وآن را کشف نمیکنددر لابلای سادگی و اجرای روبنایی نکته شگرف اندیشمندانه گنگ و مخفی باقی میماند باید توجه داشته باشیم در هراجرا انتقال محتوا مهم ترین نقش هنرمند است اگر این اتفاق نیفتد ارتباط بین مخاطب و اثر شکل نمی گیرد نکته اخر افکار پریشان یک مرد در اجرا نیاز به سکوت و ارامش دارد جای ارامش و سکوت در ریتم این اثر خالیست .
کوروش سلمانی دهبارز