به گزارش خبرنما به نقل از گروه اجتماعی خبرگزاری برنا؛ فقر با خود انواع و اقسام آسیب‌های اجتماعی را به همراه دارد. آسیب‌هایی که مقابله با آنها هزینه های گزافی را به دوش کشور نهاده است. فقط خود فقر نیست که اقتصاد یک کشور فلج می کند، بلکه آسیب ها و مشکلاتی که برای جامعه […]

به گزارش خبرنما به نقل از گروه اجتماعی خبرگزاری برنا؛ فقر با خود انواع و اقسام آسیب‌های اجتماعی را به همراه دارد. آسیب‌هایی که مقابله با آنها هزینه های گزافی را به دوش کشور نهاده است. فقط خود فقر نیست که اقتصاد یک کشور فلج می کند، بلکه آسیب ها و مشکلاتی که برای جامعه ایجاد می کند هزاران برابر آزار دهنده تر هستند. شرایط اقتصادی کشور به سمت و سویی می رود که جامعه ما روز به روز بیشتر فقیر می شود، و این فقر با خود هزینه هایی به مراتب چندین برابر بیشتر از یک معضل ساده اقتصادی به همراه دارد.

حل کردن مسئله «فقر»، جوابی ساده و در عین حال بسیار پیچیده برای هزاران مشکلی است که هر روز ما را درگیر کرده است. هزینه ای که ما برای ترمیم شاخه ها می پردازیم اگر برای درمان ریشه می پرداختیم الان وضعیت بهتری در انتظار ما بود.

در مورد هزینه های فقر در جامعه، گفت و گویی با یک جامعه شناس داشته ایم:

امان‌الله قرایی‌مقدم، جامعه شناس، با بیان اینکه از هر دیدگاهی به جامعه نگاه کنیم، اقتصاد یکی از پایه‌های مهم آن است به برنا می‌گوید: «فقر بلای همه چیز است، در جامعه ای که فقر هست، رفاه وجود ندارد. این بدان معناست که دولت رفاه و تأمین اجتماعی هم در جامعه ای که فقر وجود دارد، بی معنا می شوند و به همین دلیل مهمترین بعد تأمین اجتماعی که امنیت مالی، روحی، روانی است، از بین می رود. در چنین جامعه‌ای توسعه و رشد از بین می رود. توسعه و رشد دو اصطلاح مشابه هستند، که در واقعیت تفاوت های زیادی با هم دارند. رشد یک اصطلاح کمی است و به عددها اشاره دارد. در حالی که توسعه یک اصطلاح کیفی است. بیشتر کشورهای عرب نشین رشد یافته هستند، چون پول دارند، اما توسعه یافته نیستند. جامعه ای که فقیر است و مردمش در بدبختی و فلاکت به سر می برند، توسعه پیدا نمی کند. اقتصاد و نیروی انسانی بازوهای اصلی توسعه هستند که نقص در هر کدام از آنها، به اختلال در دیگری منجر می شود. اهمیت اقتصاد به حدی است که وضعیت روحی و جسمی افراد هم تحت تأثیر آن است.»

وی با بیان اینکه وقتی اقتصاد ضعیف است انواع آسیب‌های اجتماعی در جامعه بروز پیدا می‌کنند، می‌افزاید: «اعتیاد، فحشا، دزدی، قتل و سایر آسیب ها در جامعه در حال افزایش هستند. وقتی این آسیب ها را ریشه یابی می کنیم، بیش از هر چیزی از اقتصاد تأثیر پذیرفته اند. مدیریت هر کدام از این شرایط که متعاقب اقتصاد و فقر ایجاد شده اند، هزینه‌های گزافی را به گردن کشور می اندازد. فشار اقتصادی چنان آدم‌ها را تحت فشار قرار داده است که آنها دست به هر کاری می زنند تا از این شرایط نجات پیدا کنند. هیچ حکومتی نمی تواند در فقر اقتصادی دوام بیاورد.»

قرایی‌مقدم ادامه می دهد: «در حال حاضر در جامعه ما فقر در کنار شکاف طبقاتی قرار گرفته است و همین تبعات جبران ناپذیری را برای جامعه ایجاد کرده است. شکل گیری پدیده هایی مانند پورشه سوارها یا ژن های خوب مواردی هستند که فشار روانی فقر را برای طبقات محروم زیادی می کنند و همین شرایطی را ایجاد می کند که باعث می شود از همبستگی اجتماعی آنها کاسته شود. این باعث می شود که گرایش آنها به آسیب های اجتماعی افزایش پیدا کند.»

وی با بیان اینکه آسیب هایی که فقر به بدنه جامعه وارد می کند، فقط مختص به زمان کنونی نیست، می‌افزاید: «این مسئله در دوره های مختلف تاریخی وجود داشته است. داستان های مختلفی از دوره های تاریخی گوناگون کشور ایران داریم، که در آنها فقیران از وضعیت خود به پادشاهان و صاحب منصبان شکایت برده اند. بار فقر همواره به دوش طبقات محروم بوده، و این مسئله به مرور زمان به سایر ساختارهای جامعه سرایت پیدا کرده و باعث شده است که حکومت ها با مشکلات جدی مواجه شوند.»

قرایی مقدم با بیان اینکه فقر با خود آسیب هایی را به همراه دارد که کل کشور را درگیر می کند، تصریح می کند: «در حال حاضر در کشور ما برای اینکه دلیل اصلی آسیب های اجتماعی کتمان شود، کل بار مسئله را به دوش فرد می اندازند و مسائل مهم را به سطح فردی تقلیل می دهند. همین نگاه باعث شده است که برای حل مشکل آسیب اجتماعی به سراغ روانشناس ها برویم، این در حالی است که آسیب های اجتماعی مسائلی جامعه شناختی هستند و نمی توان آنها را به سطح فرد تقلیل داد. نگاه به مسئله فقر و آسیب های متعاقب آن در کشور ما به شدت اشتباه است.»

او راه حل مشکل را اینگونه بیان می کند: «مشکل فقر و آسیب های اجتماعی متعاقب آن، زمانی در جامعه حل می شوند که مسئولان برای وضعیت اشتغال جامعه، رفع شکاف طبقاتی و افزایش عدالت و برابری اقتصادی فکری بکنند. در غیر این صورت شرایط روز به روز بدتر می شود. مسئولان در کشور ما برای اینکه بار مسئولیت را از دوش خود برداند، گناه را به گردن افراد می اندازند. این در حالی است که اقتصاد جامعه ما بیمار است و این بیماری همه جای زندگی ما را در بر گرفته است. در کشور ما طبقه متوسط از هم فروپاشیده است و فقر روز به روز در جامعه ما بیشتر می شود.»