به قلم وحید حاج سعیدی این روزها که مسئولان اقتصادی مملکت تمام قد بادبان ها را بر افراشته اند و با تمام قوا ( حتی شده با لاتاری و بخت آزمایی) در حال پیشروی به سمت ساحل اصلاح روند عرضه خودرو، قطع ید دلالان و نحوه قیمت گذاری آن هستند، باز یک عده این […]

 

به قلم وحید حاج سعیدی

این روزها که مسئولان اقتصادی مملکت تمام قد بادبان ها را بر افراشته اند و با تمام قوا ( حتی شده با لاتاری و بخت آزمایی) در حال پیشروی به سمت ساحل اصلاح روند عرضه خودرو، قطع ید دلالان و نحوه قیمت گذاری آن هستند، باز یک عده این لابلا گیر داده اند به موضوع مسکن و گرانی بیش از حد قیمت مسکن و افزایش اجاره بها و کذا و کذا … مومن با یک دست که نمی شود چند تا مقوله مهم اقتصادی را آچار کشی کرد! آسیاب هم به نوبت…
در همین راستا یکی از جراید مطلبی منتشر ساخته با این مضمون که اگر شما در ۱۸ سالگی استخدام شوید و همان پایه حقوق دو میلیون و ششصد هزار تومان را دریافت کنید و کل مبلغ دریافتی را پس انداز کنید با توجه به میانگین ۱۷ میلیون تومان هر متر مسکن در تهران، شما ۴۱ سال بعد صاحب خانه خواهید شد! و این در صورتی است که شما در طول این سال ها بیکار نشوید، کل حقوق تان را پس انداز کنید، چیزی نخورید و مثل گیاهان فتوسنتز کنید!
پیش خودمان بماند پر بیراه هم نگفته اند. شوهر عمه ما سال ۵۲ با سیزده هزار تومان در گرگان یک ملک مسکونی خرید ، اما الان با سیزده هزار تومان نیم کیلو حلوای اوماج گرگان هم به شما نمی دهند! با این حساب و کتاب ساده گاهی اوقات آدم باید به امثال طبری حق بدهد که در قبال رهانیدن بیگناهان از زندان، یک آلونک محقر چندهزار متری و ۴۲ میلیارد تومانی در شمال دریافت می کرد! شما حساب کنید ایشان که هیچ رابطه استخدامی هم نداشت و هر روز بیم آن می رفت که تعدیل نیرو شود، با حقوق بخور و نمیر نجومی چند سال باید پس انداز و فتو سنتز می کرد تا می توانست، صاحب این ویلای درویشی در شمال شود؟!

البته دوستان از اطاق فرمان اشاره می کنند درست است مسئولان دل و و روده صنعت خودرو سازی را بیرون ریخته اند و قصد دارند « فریدونی از نو بسازند» ولی بی خیال مقوله مسکن نیستند و دستور فرموده اند: قیمت ها حباب است ؛ فعلاً خانه نخرید!
حقیقت امر این مدل دلداری و مدیریت ما را یاد خدابیامرز «ملانصرالدین» می اندازد. روزی ملا از راهی عبور می کرد( ما نفهمیدیم چرا در گذشته این قدر ملت رفت و آمد می کردند!) مردی را در افتاده در چاه دید ولی هر چه تلاش کرد نتوانست او را از چاه بیرون بیاورد. سپس به مرد گفت: جایی نرو تا من بروم و کمک بیاورم!
حالا حکایت وزیر است که به مردم توصیه کرده خانه نخرید! مومن ما اگر بخواهیم هم نمی توانیم خانه بخریم! فلذا منتظر می مانیم تا شما بروید و کمک بیاورید!

فقط خدا کند داستان به همین توصیه حکیمانه در خصوص نخریدن خانه ختم شود و مثل ماجرای گوشت و سرطان زا بودن آن، دوستان در باب مضرات خانه دار شدن و احتمال بروز انواع بیماری های اسکلتی، روحی – روانی و … ، رویا پردازی نکنند!