به گزارش خبرنما به نقل از ایسنا، محمد هاشمی برادر کوچکتر و معروف ترین عضو خانواده پدری «آیت الله» نخستین فرد از نزدیکان وی هست که بر بالین اخوی حاضر می گردد. او در همان لحظه های در اظهار کرد وگویی کوتاه با ایسنا، بستری شدن برادر را تأیید می کند و با اظهار امیدواری […]

به گزارش خبرنما به نقل از ایسنا، محمد هاشمی برادر کوچکتر و معروف ترین عضو خانواده پدری «آیت الله» نخستین فرد از نزدیکان وی هست که بر بالین اخوی حاضر می گردد. او در همان لحظه های در اظهار کرد وگویی کوتاه با ایسنا، بستری شدن برادر را تأیید می کند و با اظهار امیدواری نسبت به بهبود حال آیت الله، مکالمه را انتهاء می بخشد. اما کمتر از نیم ساعت بعد، خبر درگذشت ریاست وقت مجمع تشخیص مصلحت نظام روی خروجی رسانه های داخلی و بعضاً بیگانه قرار می گیرد.

حسن روحانی، مهدی هاشمی و برادرهای و خواهرانش و پس از آن عفت مرعشی و سایر نزدیکان در بیمارستان حاضر می گردند و جمعی از طرفداران آیت الله نیز با تجمع در محل، مسیر رفت و آمد خودروها را مسدود می کنند. مسئولین انتظامی کوشش می نمایند جمعیت را کنترل کنند و آنان را از خیابان به پیاده روها برانند؛ نتیجه تصویر این هست و با افزایش جمعیت، از خیابان شهرداری تا میدان قدس که در اوائل خیابان شریعتی قرار دارد، کاملاً مسدود می گردد. این حضور خیابانی تا اوائل خیابان باهنر (نیاوران) ادامه پیدا می نماید و با جابه جایی پیکر هاشمی به محل زندگی اش در جماران، جمع حاضر مقصد بعدی شان را حسینیه شماره یک جماران اعلام می نمایند و پراکنده می گردند…

از آن شب، دو سال می گذرد و اکنون؛ روز سه شنبه ۱۱ دی ساعت ۱۰ صبح، با محمد هاشمی رفسنجانی برای انجام اظهار کرد وگویی در آستانه دومین سالگرد درگذشت برادر بزرگترش قراری می گذاریم و در همان ساعت و روز به ساختمان کوچک و رنگ پریده ای که در کنار بزرگراه چمران در مجاورت ضلع غربی نمایشگاه بین المللی تهران قرار دارد و عنوان «مرکز جامعه سرطان» را به پیشانی زده، می رویم؛ سازه ای گنبدی شکل که جمع وجور بودنش در قیاس با برج های پراکنده و باهیبتی که دور تا دورش متولد شده اند، بیشتر از آن چه هست به چشم می آید. درون ساختمان اما چندان قدیمی به نظر نمی رسد، معماری کمابیش پیچیده و تودرتویی دارد و باید پله های متعددی را برای رسیدن به دفتر محمد هاشمی طی کنیم؛ وقتی به آن جا می رسیم، مشغول اظهار کرد وگو با رسانه ای دیگر هست و منشی از ما قصد دارد، دقیقه هایی را در انتظار بمانیم تا دیدار به انتهاء برسد.

مدتی می گذرد و او پس از بدرقه میهمانانش از ما دعوت می کند وارد اتاقش شویم. چند جمله ای با عکاس و فیلمبردارمان در مورد این که محل مناسب برای انجام اظهار کرد وگو کجای اتاق باشد، حرف می زند و تأکید دارد که «برایم تفاوتی ندارد کجا بنشینم، هرجا که دوست دارید، معین کنید.» » عاقبت کنار نخستین پنجره دفتر، پشت به کمدهایی مملو از پرونده و کتاب که چندتایی لوح تقدیر هم کنارشان جاخوش کرده اند و ترکیب نامأنوسی شکل داده اند، می نشیند. روبه رویش میز کنفرانسی در حد و اندازه فضای شصت ، هفتادمتری اتاق قرار دارد که کمتر از ظرفیتش، صندلی هایی نیز دوروبرش را فرا گرفته اند. روی میز هم جز یک سررسید، یک جاخودکاری، چند بریده روزنامه و یک تصویر سیاه وسفید چیز دیگری دیده نمی توان. وقتی روی صندلی می نشیند، در حالی که خود را آماده اظهار کرد وگو می کند، تصویر را نشانم می دهد و می گوید: «مربوط به سال ۵۷ هست، وقتی که امام در نوفل لوشاتو بود، این جوانی که پشت سر امام نشسته من هستم. » » به حالت طنز جواب می دهم: «الان بالعکس شده هست.» » صحبتم را تکرار می کند و ادامه می دهد: «عکس را امروز برایم آورده اند. » » بعد هم به بریده های روزنامه ها که از قطع، نوع کاغذ و کیفیت چاپش برمی آید از شماره های متفاوت «جمهوری اسلامی» جدا گردیده باشند، اشاره می کند و می گوید: «وقتی به این جملات آقای هاشمی نگاه می کنم، سبب مخالفت ها با او را می فهمم.»

رابطه زنده یاد هاشمی با حاکمان سعودی به تأسی از شیوه امام حسن (ع) با معاویه بود

»گفت وگو را با اشاره به جملات آیت الله هاشمی آغاز می کند و در جواب به این سوال که می خواهیم خاطرات تان از دوره های متفاوت زندگی برادرتان را مرور کنیم، می گوید: «من به عنوان برادر و کسی که چندین سال با وی زندگی کرده ام، خاطره گفتن از آن زنده یاد برایم کار دشواری هست. آنچه توان دارم بگویم برداشت هایم از زندگی شان هست که توان دارم آن را توضیح دهم.» » او ادامه می دهد: «من با توجه به آشنایی که با زنده یاد هاشمی داشتم و اطلاعاتی که از سیره امامن دارم، توان دارم بگویم شیوه و سیره زندگی وی را با خصوصیت هایی از الگوهای امامن قابل تطبیق هست؛ به طور مثال آقای هاشمی بسیار صبور بودند. اما این حوصله برای چه بود؟ برای محافظت اسلام و مقابله که ما شاهد هستیم در زندگی معصومان چقدر مبحث حوصله معروف هست.»

»محمد هاشمی مشی برادرش در چگونگی رابطه با عربستان سعودی را طبق الگویی از شیوه امام دوم شیعیان در مبحث صلح با معاویه می داند و می گوید: «مثلاً روشی که امام حسن (ع) در صلح با معاویه داشتند را توان داریم در سیره زندگی آقای هاشمی هم نگاه کنیم. آن جاهایی که لازم بود، وی برای محافظت نظام و انقلاب و برای مردم، از این شیوه استفاده نمود هست که مصادیقش هم پس از انتهاء جنگ در رابطه با عربستان و حاکمان آن کشور بود که ما چه رابطه ای با آنان دارا باشیم تا کشور از یک سری بحران های احتمالی در امان باشد و دور گردد؛ و آقای هاشمی این مبحث را با تأسی از شیوه امام حسن (ع)پیش برد.»

هاشمی به امام اظهار کرد دلواپس نباشید، من شکنجه ها را تحمل می کنم

»رئیس دفتر آیت الله هاشمی شیوه وی در مبارزات دوران انقلاب را هم الگوبرداری از سیره امام سوم شیعیان می داند و تاکید می کند: «در مورد امام حسین (ع) که ایستادند و جنگیدند، آقای هاشمی هم از مبارزان نهضت اسلامی هست که مکررا به اعدام تهدید گردید و بدترین شکنجه ها را تحمل کرد. وقتی در خاطراتش می خوانیم، شاهد هستیم که می گوید من خود را با قرآن در زندان سرگرم می کردم و تحملم را بالا می بردم. زمانی هم که در کمیته مشترک شکنجه می گردید به به صورتی که صبح شلاق می خورد و روز بعد در حالی که اثر شلاق ها هنوز التیام نیافته بود دیگربار بر آنان تازیانه می زدند، این شکنجه ها را با کمک قرآن پشت سر گذاشت تا درد را احساس نکند، یا حتی من تعبیری برای خودم دارم که توان دارم آن را با زندگی آقای هاشمی تطبیق دهم؛ وی وقتی در سال آخر زندان در ۱۳۵۴، آمد آمریکا، اروپا، ژاپن، لبنان و سوریه و کارهایی که در آنجا داشت، انجام داد؛ ایستگاه آخرش نجف بود و خدمت امام (ره) رسید. امام در آنجا به آقای هاشمی گفتند که شما به کشور بازنگرد، چون وقتی بروی حتماً دستگیر می شوی و من دلواپس شکنجه هایی هستم که به تو وارد می گردد. وی در جواب می گوید می دانم که اگر به ایران بروم دستگیرم می کنند و شکنجه ام می دهند ولی چون حضور من در ایران توان دارد موثرتر باشد، می روم و شما مطمئن باشید که شکنجه ها را تحمل می کنم؛ یعنی آقای هاشمی می داند قدم در راهی می گذارد که مملو از سانحه و خطر هست، دشواری دارد و احتمالاً شهید می گردد اما در عین حال با همه ارادت و علاقه ای که به امام داشته هست، می رود.»

»او اظهار کرد وگو را با خواندن جملاتی از برادرش از بریده روزنامه ها، ادامه می دهد و می گوید: «مثلاً بعضی از نوشته هایی که از وی مانده، زیادتر الهام گرفته از مطالبی هست که در صحیفه سجادیه نوشته شده هست. وی جمله ای دارد که می گوید ” وی جمله ای دارد که می گوید “خدایا تو بر ما دین و دنیا ارائه کردی و اظهار کردی دنیای تان را هم در دین نگاه کنید. چقدر تلخ هست دیدن افرادی که دنیا را می نهند و دین نمی یابند و چه تلخ تر افرادی که دین و دنیا می فروشند و چه ترسناک تر افرادی که دین و دنیا را یکسره می نهند و در برزخ تاریک قهر با خدا لانه می کنند.” ” این جمله در شرایطی بیان شده هست که وی در کشور از تعدادی گلایه دارد و از رفتارشان دلخور هست تا حدودی که اگر بیاید و سخنرانی کند، هجمه هایی به وی می گردد.»

هاشمی جمله ای دیگر از برادرش را مثال می زند و ادامه می دهد: «مثلاً در جای دیگری آقای هاشمی می گوید “»هاشمی جمله ای دیگر از برادرش را مثال می زند و ادامه می دهد: «مثلاً در جای دیگری آقای هاشمی می گوید “خدایا دوست به جهل و دشمن به جهد می کوشند تا شیرینی دین تو را به تلخی بدل سازند و پیرایه بر پیرایه می بندند تا مردم را از دین تو گریزان سازند.” ” این جملات جواب به رفتارهایی هست که در کمال تأسف بعضی انجام می دادند و از دین سوءاستفاده می کردند؛ آنان به اسم دین کارهایی می کردند که مردم را به دین بی اعتنا کنند و آقای هاشمی با این کلام، حرفش را به آنان می گوید تا به گفته علما، ضمیر مرجعش را پیدا نماید. یا در جمله ای دیگر می گوید ” یا در جمله ای دیگر می گوید “اگر متهجرین دست مردم را نبندند، بال پرواز باز هست و به خیلی جاها توان داریم برسیم.” ” و این جمله آنجایی مفهوم پیدا می نماید که بدانیم همیشه بحث مهمی مطرح بوده که حتی بعضی از اشخاص طرفدار دین هم آن را مطرح می کردند که آیا حکومت دینی داریم یا نه؟ تعدادی بیان می کنند دین حکومت ندارد ولی وی در این جمله می گوید افرادی که اعتقاد دارند دین حکومت ندارد، اگر بگذارند بال پرواز باز هست و دین حکومت دارد و توان داریم به خیلی جاها برسیم؛ وی به این شکل اعتراضش را نسبت به افرادی که قائل به حکومت دین نیستند، گفته بود.»

امروز افرادی که هیچ چیز در زندگی شان نداشته اند بر علیه آقای هاشمی سخن می گویند

»عضو پیشین مجمع تشخیص مصلحت نظام با بازخوانی جملات دیگری از آیت الله هاشمی، او را از روحانیانی برمی شمرد که قائل به جنبه پررنگ مهربانی و رأفت در اسلام بودند و تأکید ی نماید: «این یعنی آیت الله هاشمی معتقد هست اسلام رأفت و مهربانی دارد اما شما نگاه کنید امروز چه رفتارهایی با بعضی انجام می گردد. آقای هاشمی اگر می آمد و صحبتی در مورد این مسائل می زد چه بلایی به سرش می آمد؟ چه حرف هایی می شنید و چه هجوم هایی به وی می گردید؟ در نتیجه من نسبت به آقای هاشمی چیزی که شخصاً به آن دست یافته ام، مواردی هست که به آن اشاره کردم. اما نگاه کنید که کسانی آمده اند و بر علیه آقای هاشمی سخن می گویند و کار می کنند که واقعاً هیچ چیزی در زندگی شان نداشته اند. من وقتی این ها را می بینم، متوجه می شوم که وی از سیره اهل بیت در جاهای متفاوت برداشتی انجام داده و زندگی اش را پیش برده هست؛ یعنی یک انقلابیِ مسلمانِ موحدِ مبارز و یک خطیب و مبلغ توانا بوده هست. به طور مثال خطبه های نماز جمعه وی واقعا نظیری پیدا نکرده هست. ما الان چقدر امام جمعه موقت و دایم در تهران و شهرستان ها داریم؟ کدام شان نظیر آقای هاشمی خطبه خوانده هست و مسئله های سیاسی و عبادی مطرح نموده هست؟»

هدف مستند «بهتان» و «هاشمی زنده است» خراب کردن امام و آیت الله هست

ما الان چقدر امام جمعه موقت و دایم در تهران و شهرستان ها داریم؟ کدام شان نظیر آقای هاشمی خطبه خوانده هست و مسئله های سیاسی و عبادی مطرح نموده هست؟»برادر آیت الله در جواب به این سوال که آنالیز اش از ساخت مستندی با اسم «هاشمی زنده است» چیست، اظهار می کند: :پس از گذشت ۳۰ سال از رحلت امام و دو سال از درگذشت آقای هاشمی، دشمن نتوانسته کینه و عقده خود را نسبت به این دو مخفی کند و همچنان درپی خراب کردن آنان هست. خیلی برای من جالب و معنادار هست که شبکه بی بی سی مستندی را اسم «بهتان» درست کرده که در آن به امام هجوم می کند و همزمان با آن، در کشورمان تعدادی که مدعا می کنند دانشجو می باشند، مستندی به اسم «هاشمی زنده است» پخش می کنند که هدفش زدن امام هست. یعنی هم هاشمی را زده اند هم امام را.»

یقین دارم مستند «هاشمی زنده است» کار نفوذی های انگلستان هست

»او ادامه می دهد: «امام گفته اند هاشمی زنده هست، چون نهضت زنده هست اما این ها در فیلم شان بیان می کنند دیگر نهضت امام وجود ندارد و منحرف گردیده هست؛ پس اکنون هاشمی زنده هست چون انحراف زنده هست! آنان قصد دارند امام را نظیر کاری که بی بی سی انجام داد، مسخره کنند. من یقین دارم که مستند بی بی سی و این مستندی که در داخل ساخته شده هست را نفوذی های انگلیسی آمده اند و ساخته اند؛ چهار نفر را با عنوان دانشجویی آورده اند تا این مستند را بسازند. واقعاً وقتی کسی این دو مستند را قیاس کند، متوجه می گردد متاسفانه بعضی از مسئولین ما در خواب غفلت می باشند. عناصر نفوذی تا کجا نفوذ کرده اند؟ مستندی به اسم بهتان بر علیه امام در بی بی سی ساخته می گردد و دو دانشجو در ایران مستندی را بر علیه هاشمی و امام می سازند؛ این دو با هم پخش می گردد و هیچ کدام از مسئولین دولت و قوه قضائیه و امنیتی ها اصلاٌ توجهی نمی کنند که بروند و این نفوذی ها را پیدا نمایند که دارند تیشه به ریشه انقلاب می زنند. این حرف ها شوخی نیست. رهبری فرمودند که خطر نفوذی ها را جدی بگیرید. اکنون ما از این بدیهی تر توان داریم نفوذی بر علیه انقلاب پیدا کنیم؟ به چه سبب و به چه دلیلی این دستگاه ها خاموش می باشند و در پی ریشه های این ماجرا نمی روند تا آن را خشک کنند؟ امید دارم روزی بیاید که بعضی از مسئولین اطلاعاتی و امنیتی و افرادی که بی جهت با آقای هاشمی مخالفت می کنند، توجه نمایند و ان شاءالله جلوی این انحرافات گرفته گردد.»

هاشمی همیشه خاکریز اول نظام بوده هست

»هاشمی در جواب به این سوال که آیا بیت آیت الله در مورد این مستند اعتراضی را با مقام های قضایی مطرح کرده اند یا خیر؟ اظهار کرد: «اطلاعی ندارم و نمی دانم رخدادی افتاده هست یا نه، اما یک سری مسائل رابطه ای به خانواده ندارد. خانواده هم امکان دارد اعتراض نماید اما آقای هاشمی که صرفاً مربوط به خانواده نیست. در این مستند خانواده آقای هاشمی که هدف قرار نگرفته هست. در این مستند امام خمینی هدف قرار گرفته که حال با توجه به همزمانی مستند بهتان بی بی سی و این مستند آشکار گردید که ریشه در کجاست و هر دو به امام باز می گردند. در زمان حیات آقای هاشمی هم اظهار می کردند که او خاکریز اول هست. اگر کسی قصد دارد امام را بزند باید اول هاشمی را هدف قرار بدهد. زمان رهبری هم گفتند هر کس قصد دارد رهبری را بزند اول هاشمی را باید هدف قرار دهد. هاشمی همیشه در انقلاب خاکریز اول بوده و هست. حال همزمانی پخش این دو مستند حتماً باید مورد توجه قرار گیرد و در موردش تحقیق و ارزیابی صورت پذیرد.»

هاشمی پای اظهارات نواب صفوی هم می نشست

»در بخش دیگری از اظهار کرد وگو از محمد هاشمی در مورد آغاز فعالیت سیاسی برادرش می پرسیم و اینکه آیا هاشمی قبل از آغاز حرکت امام (ره) هم قائل به پیگیری مسئله های سیاسی بود؟ و او جواب می دهد: «بله. آقای هاشمی از سال ۳۶ کارش را در مسئله های سیاسی آغاز می کند. وی سال ۲۷ به شهر قم آمد و شرایط سیاسی شهر قم در آن زمان متمایز با الان بود، اما به طور مثال نواب صفوی وقتی سخنرانی می کرد آقای هاشمی به سخنرانی های وی می رفت و به وی توجه داشت. با مبارزان هم رابطه داشت و در همان زمان کتابی به اسم سرگذشت فلسطین می نویسد که بحث ایران نبوده و مربوط به جهان اسلام هست که برای آن شکنجه هم می گردد. یعنی وی یک روحیه مبارزاتی و حق طلبانه داشت و مسیر زندگی اش همین بود.»

واقعه ی پشتیبانی مالی هاشمی از سازمان مجاهدین خلق

ریاست دفتر آیت الله در مورد واقعه ی پشتیبانی مالی هاشمی رفسنجانی در سال های قبل از انقلاب از سازمان مجاهدین خلق نیز با تأیید این مبحث، می گوید: «وقتی که آنان در سال ۴۸ اعلام موجودیت کردند، جزء گروه های مبارزاتی بودند؛ در آن زمان نهضت آزادی هم یک تئوری داشت به اسم “تئوری سه بعدی” »رئیس دفتر آیت الله در مورد واقعه ی پشتیبانی مالی هاشمی رفسنجانی در سال های قبل از انقلاب از سازمان مجاهدین خلق نیز با تأیید این مبحث، می گوید: «وقتی که آنان در سال ۴۸ اعلام موجودیت کردند، جزء گروه های مبارزاتی بودند؛ در آن زمان نهضت آزادی هم یک تئوری داشت به اسم “تئوری سه بعدی” به این مفهوم که مقابله سه بعد دارد، بعد ایدئولوژیک، بعد سیاسی و بعد نظامی. بعد ایدئولوژیکی بعدی بود که در انجمن های اسلامی دانشگاه ها پیگیری می گردید. بعد سیاسی به نهضت آزادی برمی گشت و بعد نظامی هم در سازمان مجاهدین خلق پیگیری می گردید. در آن زمان خیلی از مبارزان از سازمان مجاهدین پشتیبانی مالی می کردند و کتاب های شان را به این شهر و آن شهر ارسال می کردند، اما از وقتی که آنان نزد امام رفتند و یک ماه در نجف ماندند تا امام آنان را تایید کنند و وی این کار را نکردند، آقای هاشمی کمک هایش را قطع کرد، تا جایی که از سال ۵۲ و ۵۳ یکی از مخالفان آقای هاشمی همین سازمان مجاهدین بود که آنقدر بر علیه آقای هاشمی نشریه منتشر نمودند و درج کردند که حد نداشت. یعنی دشمنان آقای هاشمی در وهله نخست پادشاه بود که زندان می کرد و شکنجه می داد و پس از پادشاه، نخستین گروهی که خراب کردن آیت الله هاشمی را آغاز کردند سازمان مجاهدین خلق بودند و پس از انقلاب هم کسان دیگری بودند و تا امروز هم این نوع خراب کردن ها متاسفانه ادامه یافته و بعضی گروه های داخلی هم این کار را انجام می دهند.»

خطبه قبل از انتخابات آیت الله در سال ۷۶، در برتری خاتمی نقش پررنگی ایفا کرد

»وقتی از هاشمی در مورد نقش برادرش در صیانت از رأی های مردم در انتخابات دوم خرداد ۷۶ می پرسیم، با یادآوری خطبه نماز جمعه آیت الله در آخرین هفته قبل از انتخابات، تبیین می کند: «ایشان جمعه قبل از انتخابات خطبه ای قرائت کردند و گفتند که به عنوان ریاست جمهوری از رای مردم حفاظت می نمایند و این مفهوم را مطرح نمودند که مردم دلواپس نباشید، نمی گذارم رأی تان تغییر کند؛ خیلی ها این خطبه را در برتری آقای خاتمی تاثیرگذار می دانند.»

اعزام شبانه وزیر کشور دولت هاشمی برای صیانت از آراء در انتخابات ۷۶

»او با یادآوری خاطره ای از آیت الله در مورد انتخابات دوم خرداد اظهار می کند: «یک مورد دیگر هم در آن انتخابات واقعه ی حاشیه های شمارش رأیها در یکی از استان ها بود که احتمال تغییراتی در آراء وجود داشت و آقای علی محمد بشارتی وزیر کشور وقت اظهار می کردند که آقای هاشمی ساعت ۳ پس از نیمه شب به من تلفن زدند و گفتند همین الان به آن استان برو و در آنجا حضور داشته باش و از آراء مردم صیانت کن.»

درخواست آیت الله طاهری اصفهانی برای تمدید دوره ریاست جمهوری هاشمی

»عضو پیشین مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه به خاطره ای دیگر از دوران ریاست جمهوری برادرش اشاره می کند و می گوید: «آقای هاشمی وقتی که پس از جنگ، ریاست جمهوری گردید برای بازسازی خرابی های جنگ به شکلی اداره نمود که کشور از آن وضعیت فلاکت بار رهایی یافت. در نتیجه مردم نسبت به مدیریت هاشمی و دوران او نگاهی مثبت و خاطره شیرینی از آن در یاد داشتند که تا جایی که در سال ۸۴ وقتی اراده ورود به انتخابات کردند درخواست ها و فشارهای بسیاری از سوی مردم و مسئولین برای حضور وی وجود داشت. حتی در انتهاء دوره وی در سال ۷۶ هم در سفری که به اصفهان داشتیم، آیت الله طاهری اصفهانی که آن روزها امام جمعه اصفهان بود در مراسم استقبال از آقای هاشمی که شاید نزدیک به یک میلیون نفر در آن حضور داشتند، سخن گفتند و آنجا از آقای هاشمی درخواست نمودند که شما دوره تان را تمدید کنید و قانون بنیادی را به نحوی تغییر دهید که اذن دهد شما دو سال دیگر هم بمانید و برنامه دوم خود را اجرا کنید اما سر انجام با اتفاق هایی که در ادامه افتاد، آقای هاشمی موافقت نکردند و آقای خاتمی ریاست جمهوری گردیدند.»

نقش اصلاح طلبان در انتخابات ۸۴، محروم کردن کشور از مدیریت هاشمی بود

»هاشمی در ادامه به انتخابات ریاست جمهوری نهم اشاره می کند و می گوید: «بعد از ۷۶ که حزب همکاری تشکیل گردید و اصلاح طلبان با آقای هاشمی در مقطعی ضدیت پیدا کردند، طبعاً با حضور وی در انتخابات ۸۴ مخالفت داشتند و به همین سبب سه کاندیدا معرفی کردند و در این شرایط آقای هاشمی در دور اول برگزیده گردید اما در دور دوم اتفاق هایی افتاد که ماجراهایش طولانی هست و سر انجام همان افرادی که در دور اول انتخابات با آقای هاشمی مخالف بودند در دور دوم به سمت او چرخیدند ولی در عین حال رأی آقای هاشمی تغییر چندانی نکرد. حال این که چه اتفاق هایی افتاد، مشخص نیست و من وارد این مبحث نمی شوم اما در واقع نقشی که اصلاح طلبان در انتخابات ۸۴ ایفا کردند موجب گردید کشور از مدیریت آقای هاشمی محروم گردد.»

حرف های کدخدایی در مورد ردصلاحیت آیت الله به گوش مردم نمی رود

»به انتهاء اظهار کرد وگو نزدیک می گردیم و محمد هاشمی مدام چشم به در اتاق دوخته هست و در همین لحظه های منشی وارد اتاق می گردد و از ورود یکی از مسئولان ارشد شهری در اتاق مجاور خبر می دهد، هاشمی از ما قصد دارد که هرچه زودتر به سوال های مان انتهاء دهیم و سر انجام می گوید که می خواهم در مورد اظهارات موخر سخنگوی شورای نگهبان هم نکته ای را بیان کنم و اظهار می کند: «ایشان را در انتخابات ۹۲، رد صلاحیت کردند اما اکنون آقای کدخدایی گفته هست ما وی را رد صلاحیت نکردیم ولی وی دارند با الفاظ بازی می کنند. آقای کدخدایی شما انسان دیندار و با سوادی هستید و می دانید که این حرف ها به گوش مردم نمی رود و آنان قضایا را به خوبی می فهمند. پس خوب تر هست که این توجیهات را نیاورید و جایگاه تان را نزد مردم خراب نکنید.»

»پس از بیان این جملات، با آرامش از صندلی اش بلند می گردد و از ما معذرت خواهی می کند که وادار شده گفت و گو را زودتر از موعد نهایی کند و همان طور که به سمت در اتاق حرکت می نماید می گوید: «دوستان از شهرداری آمده اند تا برای مبحث ساختمان مرکز سرطان اظهار کرد وگو کنند، خوب نیست بیشتر از این در انتظار بمانند.» » از پله ها که پایین می رویم یاسر هاشمی را هم شاهد هستیم که پوشه ای در دست گرفته و با یکی از همراهانش به سوی دفتر عمو می رود…

اظهار کرد وگو از علیرضا قربانی – خبرنگار سیاسی ایسنا

انتهای پیام